حجت الاسلام قرائتی در برنامه درس هایی از قرآن که پنجشنبه شب از سیماپخش شد، ضمن طرح مباحثی درباره آثار و برکات اخلاص، این مطلب را بیان کرد. خلاصه ای از برنامه این استاد قرآن به شرح زیر است:
* حیات ویژه شهیدان در عالم برزخ
یکی از آثار اخلاص در برزخ حیات ویژه است. قرآن میفرماید "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء" (سوره آلعمران، آیه 169) در اینجا "فی سبیل الله" همان اخلاص است. فکر نکنید آنهایی که شهید شدند، مردهاند. بلکه زنده اند، منتهی ممکن است برخی فکر کنند این "حی" یعنی نام کسی را به نیکی بردن است در حالی که قرآن می گوید به آنان رزق داده می شود.
ممکن است بنده بمیرم، دو تا کوچه را هم به اسم من بکنند اما کوچه که رزق نیست. وارثها خوشحال میشوند که بله این کوچه به اسم پدربزرگ ماست ولی قرآن می گوید خود شهید شاد است. شما صد تا کوچه هم به اسم یک کسی بکنی آن طرف شاد نمیشود.
* آخرین سخن امام حسین(ع) با یارانش
آنچه در کربلا مهم بود اخلاص بود و لذا امام حسین (ع) شب عاشورا که چراغها را خاموش کرد، فرمود اینها برای من آمدند. من بیعتم را برداشتم هرکس میخواهد برود، می تواند برود ولی اصحاب نرفتند. یک چیزهایی هم گفتند که در تاریخ ثبت شد. هزار بار جانمان فدای تو! اگر تو را رها کنیم جواب جدت را چه بدهیم؟ من بروم که زنده بمانم؟
* اثر اخلاص در خلود
حدیث داریم که چرا بهشتیها همیشه در بهشت میمانند. اگر 50 سال کار کرده، خوب 50 سال بهشت برود. چرا قرآن گفته "خالدین فیها"؟ امام میفرماید چون اینها نیتشان این بود تا زنده باشند کار خیر بکنند و لذا گرچه عمرشان محدود بود اما خدا تا آخر تاریخ به اینها مزد میدهد. چون نیتشان این بود.
شما اگر میخواهی ببینی اخلاص داری یا نه، یک روز سلامها را کنترل کن. مثلا از صبح تا شب به چند نفر سلام میکنی؟ به 42 نفر. خوب این هفت تا که مدیر کل بودند. او هم که تاجر بود. این هم که آیتالله محله بود. این هم که پدربزرگت بود. اصلا به یک رفتگر شهرداری سلام کردی؟ سال میآید و میرود به یک رفتگر سلام کن. هر روز پشت خانه ما را جارو می کند. نمیدانیم چه کسی است. به یک کارگر گمنام سلام کردیم؟
* دوری از اضطراب و رسیدن به آرامش
یکی از برکات اخلاص این است که آدم تمرکز دارد، استرس و اضطراب ندارد. اگر به یک خانم بگویند که یک مهمان داریم و این میهمان سوپ میخورد، آن خانم میگوید قدمش روی چشم! اما اگر گفتند 32 تا مهمان داریم که 32 رقم غذا میخواهند، این خانم نمی داند چه کند.
خدا هم یکی است "قل هو الله احد" (سوره اخلاص، آیه اول) یعنی خدا یکتا است و هم زود راضی میشود لذا آنهایی که اخلاص ندارند، میخواهند افراد مختلف را راضی کنند و همه هم یکجا راضی نمیشوند و لذا استرس دارند.
حدیث داریم اگر تو مخلص باشی از دیگران بینیاز هستی. تو برای یک نفر کار کن و بگو خدایا چون این کار را تو قبول داری، من برای رضای تو این کار را میکنم. منتهی عده ای مخالف دارم. خودت مخالفان را درست کن. این خیلی مهم است.
امام حسین روز عاشورا از نمازش که نگذشت، از مستحبات آن هم نگذشت. اذان مستحب است، حالا نمیخواهد اذان بگویی یا اقامه را نگو و چرا نماز جماعت بخوانی، برو در خیمه بخوان ولی امام حسین (ع) نمازی خواند که هم اذان و اقامه داشت، و هم در مقابل شمشیرها و در بیرون از خیمه ها بود تا بگوید "اشهد انک قد اقمت الصلوه" ( اصول کافی،جلد4، صفحه570) نماز را به پا داشت. عزادار حسینی هم باید اینطور باشد.
* کفایت امور دنیا و آخرت افراد مخلص
از برکات اخلاص این است که اگر برای خدا کار کنی، خدا کارهای آخرت و دنیای تو را حل میکند.
یک حدیث داریم اینهایی که سریع نماز میخوانند و میروند، خدا به فرشتهها میگوید به این بگو کجا میروی؟ دو دقیقه دعا نمیکنی میدوی در صف ترافیک میایستی. بابا زندگی دست من است. کجا میروی؟
حدیث اینگونه می فرماید که حق خدا این است که مخلص باشی. کنار خدا چیزی ندارد و اگر دربست بنده خالص خدا شدی، خدا دنیا و آخرتت را تامین میکند.
* بیارزش بودن دنیا در نزد افراد مخلص
دنیا در نزد انسان مخلص کوچک است. اگر کسی مخلص باشد و برای خدا کار کند دنیا نزد او ارزش ندارد و خدا دنیا را برایش کوچک میکند.
یک نفر خیلی در سرش میزد و میگفت "باختم" به او گفتند چه چیزی را باختی؟ گفت به من گفتند که برو کربلا امام حسین را بکش جایزه میگیری. من هم در اسب سواری و شمشیر زدن نخبه هستم. به عشق جایزه گرفتن از یزید رفتم امام حسین (ع) را کشتم و برگشتم.
حالا شش درهم به من دادند. من 10 درهم خرج اسب و شمشیرم کرده بودم، اما جایزه من شش درهم است. هم امام حسین را کشتم و هم آخرتم را خراب کردم.
دخترانی که خودشان را آرایش میکنند و به پسرها نشان میدهند، این دخترها فکر نکنند دختر روشنفکری هستند. این دخترها خودشان را به چه چیزی میفروشند؟ این حجاب دل چه کسی را خوش میکند؟
اگر چشم جوانی را جذب کردی و این جوان به تو محل نگذاشت آخرتت را از دست می دهی و جوان محل هم به تو محل نگذاشته است. بعد میگویی باختم، باختم! عفت من در معرض خطر قرار گرفت. دینم در معرض خطر قرار گرفت و جوان هم رفت و یک نفر دیگر را گرفت. قولهایی که به من داده بود همه دروغ بود. خودتان را برای هرزهها آرایش نکنید.
* نقش مخالفان امام علی (ع) در ماجرای کربلا
مرحوم آیت الله "میرزا خلیل کمرهای" در یکی از کتاب های خود نوشته است که افرادی که در کربلا جمع شدند و امام حسین (ع) را کشتند، کسانی بودند که زمان امیرالمومنین استاندار و مسوول مملکتی بودند و چون دسته گل آب دادند، مثل همین ماجرای بانکهایی که الآن هست، جنایتی کردند و غفلت ورزیدند، امیرالمومنین آنان را عزل کرد و این افراد در کوفه دفتر سیاسی زدند.
وقتی امام حسین (ع) به کربلا رفت، جمعیت را با هر امکاناتی بود جمع کردند و کربلا فرستادند و لذا به امام حسین گفتند حسین جان ما با تو مسالهای نداریم "بغضا لابیک" یعنی کینه پدرت را داریم. چرا پدرت علی، پدرم را از استانداری و وزارت حذف کرد؟ حالا که پدرت، پدر مرا عزل کرد، من انتقام پدرت را از تو میگیرم.
لذا قرآن میفرماید این طور خودتان را تربیت کنید که اگر چیزی به شما دادند، شاد نشوید. نگویید مردم با من هستند. نخیر مردم با تو نیستند. یک خرده کج بروی از تو جدا میشوند. مست نشوید اگر دنیا رو به شما کرد. سکته هم نکنید اگر دنیا از شما روی برگرداند.